خرید بک لینک

درباره سایت

مستر من

امکانات وب

رشت

به سلامتی زمستانی که هرگز نبارید

و سازی که نواخته نشد

و سرانگشتان سردی که در مهآلود شب

در جیبهایم نرفت

نوشید

به سلامتی دانههای برف روی موهات

و گمشدهترین عطر غروب یکشنبه

میان تاکسیهای بیچراغ.

نوشید...

نوشید

و بالا آورد

و سیگارش را

پشت دستم خاموش کرد.

برچسب: نویسنده: آریا طباطبایی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 19:33

فرصت کم است. در مورد همهچیز فرصت کم است. فرصت برای زندگی کم است. فرصت برای نوشتن کم است، فرصت برای کار کم است، فرصت برای صحبت کم است. باید زودتر از اینها دست به کار شد؛ اگر بگذارند!...مرخصی خوبی بود. میتوانست بهتر باشد اما همینش هم خوب بود و خوش گذشت. مخصوصاً آخرین روز که به اندازه 10 روز میارزید. کافه فلور و جعفری و کافه هنر هم خیلی خوب بود. و دریا و آن جغد محبوس. آن جغد را بعد از خدمت دوست دارم بیندازیم در دریا...(بخشی از خاطرات خدمت سربازی - 27 اسفند 1392)

برچسب: نویسنده: آریا طباطبایی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 19:33

صفحه بندی